میدونی اریک من تو جوونی دوست پسرای زیادی داشتم

میدونی اریک من تو جوونی دوست پسرای زیادی داشتم
چند بار با مارتین رفتم سینما فیلم های عاشقانه رو با هم تماشا کردیم
با روبرت رفتم مسافرت از مناظر عاشقانه عکس انداختیم
با جان رفتم دیسکو و با آهنگ های عاشقانه رقصیدیم

اما با مایک فقط پیاده رو هارو، ساحل دریا رو قدم زدم
فکر کنم همین قدم زدن کافی بود که تموم عاشقانه های قبل رو از یاد ببرم
یه چیزی تو قدم زدن تو پابه پا راه رفتن تو آغوش کشیدن هست که قلب آدم رو تسخیر میکنه و حالا هر کار میکنم فراموشی به دادم نمیرسه کاش پیاده رو ها خراب میشدن و دریا خشک...
دیدگاه ها (۸)

می گریزم،با کتابم،از جهانی که صدای نفس هایش ملودی خونباری را...

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻍ ﮐﻮﭼﮏ ﭼﺮﺍﭼﺮﺍ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻗﻄﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﺍ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ...

▪ ️همه ملت‌ها سقف #آزادی دارند ؛ سقف آزادی رابطه‌ی مستقیم با...

Some people just keep their feelings to themselves

رمان جیمین

تتو آرتیست من [part⁶]*ا/ت ویو*بعد از خوردن سفارششون و دادن پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط