و آنــگاه که چادرم را سَـــر می کنـم و دُنـــیا مَحــوِ د

و آنــگاه که چادرم را سَـــر می کنـم و دُنـــیا مَحــوِ دیدنم می شود!

و آنــگاه که از حسرت و غَــم دنیا بُــغض می کنم!

و آنـگاه که هیچکس مرا درک نمی کنَــد!

درک نمی کنـــد،،، احساسَــم را، وجودَم را، صداقَتـــم را، چادرَم را!

و آنـگاه که تیکه های پسَــران را می شنَـــوم!

و آنــگاه که می خواهَــم تنها دَر جایی بنشینم و گریه کُـــنم!

و آنــگاه که خَســته می شوم از این آدمانِ شـــهر!

و آنـگاه که می خواهَــم داد بزَنــم ....

داد بزنم و بگویم: خسته اَم ... خسته اَم

و در همه ی این هــــا خُـــــدا را که یاد می کنم آرام می شَوم !

و چـــه زیباست این آرامـــش ....


#محجبه#حیا#عفت#چادری
دیدگاه ها (۵)

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

☘ سلام امام زمانم☀️ آقای خوبم...تمام کارهای روزانه‌ام را به ...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط