"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:3


دختر سری تکون داد.
_خیلی جالب به نظر میرسه.
دختر هوفی کشید و دست مادرشو کشید و به سمت خونه رفتن.

۸:۲۰ صبح

دستی به سر و روی گل‌ها کشید و گل‌های جدیدی از سبد برداشت.
زیر نور آفتاب جلوی مغازه گل فروشی با دامن بلند سفیدش و صندل های مشکیش زیادی رویایی به نظر می‌رسید.
همون‌طور که روی پاهاش نشسته بود یه جفت پای کوچولو جلوش دید.
سرشو بالا گرفت و به جینا نگاه کرد.
جینا هم رو زانوهاش نشست تا به دیار کمک کنه.
_خاله دیار کاش می‌تونستی حرف بزنی..میخواستم صداتو بشنوم.
دیار لبخند تلخی زد و دستش رو روی سر جینا کشید.
جینا بهش نزدیک شد بغلش کرد.
با شنیدن صدایی هردو سرشون رو به سمت چپ چرخوندند.
مادر دیار دست به کمر ایستاده بود.
_دخترم برای طبقه دوم مستاجر داریم
جینا به سرعت گفت:کیههه
_آخه مگه تو میشناسیش؟
جینا:ارهه،بگو مامانبزرگ
_یه مردی از شهره
جینا با شیطنت گفت:جوونه؟
مادر دیار لبخندی سر داد و گفت:چقدر تو شیطونی آخه..آره جوونه خیلیم خوشتیپه
دیار لبخندی زد و با اشاره دست گفت:خب؟
_عزیزم خودت می‌دونی طبقه دوم پنج سال خالیه و نیاز به تمیز کاری داره..منم مشغول رستورانم..اگه وقت داری می‌تونی تمیزش کنی؟
دیار رو دفترچه چیزی نوشت و دفترچه رو نشون مادرش داد و گفت:اره مامان مشکلی نداره.
مادرش لبخندی زد و بوسه ای رو سر دیار زد.
جینا با داد گفت:منم کمک میکنم
دیار سری تکون داد و شروع کرد به جمع کردن گل‌ها.
جینا خواهرزاده دیار بود با پدر مادرش تو شهر زندگی میکردن.
و گاهی به محل میومدن.
دیدگاه ها (۷)

بقیه پارت 26جینا: حتی با اینکه همیشه باهام سرد بود....نمیدون...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۷ پارتویو & اتچند لحظه به ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_36بعد از دوتا مسافر گرفتن پش...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_17 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄دوش...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط