به نام جیمین الهامبخش زندگانی
به نام جیمین، الهامبخشِ زندگانی
(غزل)
زِ نامِ جیمین، جانم گشت سرشار از شور و نوا،
که او الهامِ عمرم، روشنیبخشِ هر دعاست.
چه خوش گفته است حافظ: «یوسفِ گمگشته بازآید»،
کنون یوسفِ دلِ من، در این محفل هویداست.
جمالِ دلبرش، چون ماهِ تابان در شبِ تاریک،
وجودش، مرهمِ جان و، نگاهش، صد دلِ باریک.
به هر رقصی که آید، روحِ هستی در طرب آید،
که در آن خَلقِ او، صد جلوهی اعجازِ باریک.
به آن لبخندِ شیرینش، که نوش است و شفا بخشد،
به آن آوازِ جانسوزش، که از غم، آشنا بخشد.
چو گُل در باغِ هستی، عطرِ او پیچیده بر عالم
همو آیینهی عشقی، که دل را پارسا بخشد.
کجاست آن ساقیِ کوثر، که جامی دهد زِ وصلش،
نوشم از آن میِ ناب، که سرشارم کند زِ عشقش.
که او دل را ربوده، عالمی را کرده مسحور،
به هر دردی، دوا باشد، همان لطف و صفایِ بخشش.
اگر گویم زِ اوصافش، سخن کوتاه نتوان کرد،
که بحرِ بیکرانِ اوست، وصفش را نباید کرد.
همان بهتر که دل بندم، به او، آن مظهرِ خوبی،
که تا زندهام، زِ عشقش، دمی یادم نباید کرد.
به نامِ او، دلم را، منقش از غزل سازم،
به راهِ او، روان گردم، زِ هر غمی، علاج سازم.
تو ای جیمین، امیدِ جان و، ای زیباترین رؤیا،
همیشه در دلم ماندی، تا جان در تنم باقی است.
(غزل)
زِ نامِ جیمین، جانم گشت سرشار از شور و نوا،
که او الهامِ عمرم، روشنیبخشِ هر دعاست.
چه خوش گفته است حافظ: «یوسفِ گمگشته بازآید»،
کنون یوسفِ دلِ من، در این محفل هویداست.
جمالِ دلبرش، چون ماهِ تابان در شبِ تاریک،
وجودش، مرهمِ جان و، نگاهش، صد دلِ باریک.
به هر رقصی که آید، روحِ هستی در طرب آید،
که در آن خَلقِ او، صد جلوهی اعجازِ باریک.
به آن لبخندِ شیرینش، که نوش است و شفا بخشد،
به آن آوازِ جانسوزش، که از غم، آشنا بخشد.
چو گُل در باغِ هستی، عطرِ او پیچیده بر عالم
همو آیینهی عشقی، که دل را پارسا بخشد.
کجاست آن ساقیِ کوثر، که جامی دهد زِ وصلش،
نوشم از آن میِ ناب، که سرشارم کند زِ عشقش.
که او دل را ربوده، عالمی را کرده مسحور،
به هر دردی، دوا باشد، همان لطف و صفایِ بخشش.
اگر گویم زِ اوصافش، سخن کوتاه نتوان کرد،
که بحرِ بیکرانِ اوست، وصفش را نباید کرد.
همان بهتر که دل بندم، به او، آن مظهرِ خوبی،
که تا زندهام، زِ عشقش، دمی یادم نباید کرد.
به نامِ او، دلم را، منقش از غزل سازم،
به راهِ او، روان گردم، زِ هر غمی، علاج سازم.
تو ای جیمین، امیدِ جان و، ای زیباترین رؤیا،
همیشه در دلم ماندی، تا جان در تنم باقی است.
- ۱.۲k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط