به رنگ بهار...

به رنگ بهار...

وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .

فراموش کاری من....

وقتی خداوند از پشت، دستهایش را روی چشمانم گذاشت...

                از لایِ انگشتانش، آنقدر مَحو دیدن دنیا شدم...

                      که فراموش کردم، منتظر است نامش را صدا کنم...
دیدگاه ها (۲)

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

سناریو خط قرمز پارت ۳

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

ری اکشن کارکتر ها به عنوان هم خونهپارت ۳کارکتر: ران و سانزو ...

My idol

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح از میان پرده های حریر آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط