بذار باور کنم هستی بذار برگردم از کابوس،

بذار باور کنم هستی بذار برگردم از کابوس، بذار پیدا کنم ماهو میون این همه فانوس، بذار باور کنم هستی تنم گرماتو حس کرده، بذار احساس این خونه به دوران تو برگرده، بگو من تا کجا باید از احساس تو خالی شم، بگو تا کی هم آغوش یه محبوب خیالی شم، یه عمره جای خالیتو شبا با ماه پرکردم، هوای خونه رو هرشب فقط با آه پر کردم، دارم بی وقفه از فکرت من از یاد خودم میرم، نمیدونم چرا یک شب فراموشی نمیگریم.
دیدگاه ها (۱)

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

My lovely neighbor part : 55

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط