دیر برگشتی عزیزم

دیر برگشتی عزیزم
خیلی دیر.
من دل دادم به کسی که
غمهایم،بغض هایم،اشکهایم، که باعثش تو بودی را از وجودم گرفت.پاهای سستم، دستهای سردم، نگاه یخم،زخم های قلبم،
همه و همه را التیام داد .
آره.... تو جا زدی او جا گرفت ....
حالا مفهوم دیر شدن یک بودن رو میفهمی؟
دیر آمدی که بمانی.... .
دیدگاه ها (۱۰)

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

Ten

My lovely neighbor part : ۷۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط