< مغرور فداکار >

< مغرور فداکار >
(پارت ۱,,فصل دوم)

زندگی خوبه تا وقتی یه سری چیزا رو تو زندگیت از دست ندادی...

قرار نیست همه چی خوب پیش بره...

ولی تا وقتی ک خوبه خوشحال باشین و حرفی تو دلتون نزارید ....

ویو ها ایل: چشامو باز کردم...

یه جای نا اشنا بودم... توی یه اتاق...

اخرین چیزی ک یادمه اینه ک تو ارتفاع بودم و دیگه چیزی یادم نمیاد...

بلند شدم رفتم بیرون یهو صدای یه جیغ شنیدم...

٫ها ایللللل حالت خوبه؟؟؟؟؟؟
چرا داشتی اینکارو میکردی ها؟
من ادم نیستم؟ به فکر من نبودی؟

*سورا اروم باش تازه بیدار شده...

-چی شده من یادم نمیاد

*راستش اون روز قرار بود منو سورا بیایم دنبالت بریم یکم هوا بخوریم

وقتی اومدیم خونت کسی درو باز نکرد

واسه همین نگران شدیم ردتو زدم دیدم تو یه ساختمونی

اومدیم دنبالت و دیدیم ک....
خلاصه نجاتت دادیم ولی بیهوش شدی

-اه ممنون ولی ترجیح میدادم اینکارو نکنین

٫چطور میتونی همچین چیزی بگی ها

*اقای جئون ازم خواست مواظبت باشم علاوه بر اون دوست صمیمی سورا هستی...

پس نمیتونم اجازه بدم دست به همچین کاری بزنی ...

و اینکه دوست ندارم ناراحت و ناامیدش کنم

-کیو!!؟

*کو...... ک.

-میخوام یکم استراحت کنم

٫باشه ولی نمی،زارم راحت در بری

......
چند ساعتی گذشت... کلی فکر کردم

با چیزایی ک تهیونگ گفت...
پشیمون شدم.. شایدم باید زندگی کنم

شب شد و شام خوردیم...

سورا منو برد خونه و گفتم میخوام تنها باشم

با اینکه نگران بود ولی اعتماد کرد... منم کاری نمیکنم(منظورش همون خودکشیه).. قول دادم

چند روزی گذشت و بهتر شدم...

تو یه مدرسه جدید استخدام شدم...زندگیم تقریبا به روال عادی برگشته بود اما دلم تنگه کوک بود...

ویو ناشناس...

مثل اینکه کوک میخواد با ما بازی کنه...

فکر کرده باور میکنم مرده.. هع من دیگ ادم سابق نیستم جناب جئون


#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۱۵)

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

پشت نگاه سردت....16ویو تهیونگهنوز حرف بابام توی سرم می‌چرخید...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

the first lie

P7 .PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط