#p21:
#p21:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک به سمت اتاقی که ا/ت اونجا بود رفت و دید ا/ت فقط داره جیغ میزنه و پرستارا سعی در آرام کردنش دارند
_: برید بیرون
پرستار: شما کی هستید
_: من شوهرشم
پرستار: بریم
هنگامی که پرستارا رفتم کوک رفت و کنار ا/ت نشست
♡: تو دیگه کی هستی، آهای یکی منو از اینجا ببرههههههه
_: هی اروم باش
♡: دارم میگممم تووو کیییی هستییی(خری مگه گفت که شوهرته 😒)
_: عشقم (خدا شانس بده ) اروم باش من شورهرتم، بهم اعتماد کن تو حافظت رو از دست دادی
♡: واقعا؟
_: اوهوم
♡: چرا حافظمو از دست دادم
_: چون بیهوش شدی
♡: اها، اسمت چیه
_: جونگ کوک
♡: تو....
_: بسه دیگه انقدر سوال نپرس، نه ببخشید هرچی میخوای بگو
♡: من خانوادم کجاست، اصلا خانواده دارم؟
_: اوهوم، یه خواهر داری به اسم نیلو حاظره برات جون بده، یه برادر داری به اسم تهیونگ با خواهرت مثب گربه و موشن، پدر هم مافیاست مادرت هم دکتره
♡: چه خوب، تو چی خانواده داری
_: اوهوم، یه برادر رو مخ دارم به اسم جونگ سانگ، پدرم مافیاست مادرم استاد دانشگاهه
♡: شغل من چیه؟
_: تو بیزینس خوندی و در بیزینس تنها تو تخصص اصلی رو گرفتی و طراح لباس هم هستی
♡: اها
♡: میشه منو از اینجا ببری
_: باشه کار های ترخیصت رو انجام میدم
♡: مرسیییی
که ا/ت لپ کوک رو بوس کرد، و کوک مات مونده بود
_: اهم، من دیگه رفتم
♡: بای
(ویو کوک)
بلاخره تونستم اعتمادش رو جلب کنم، من اصلا ناز کشی بلد نیستم اخه از یه مافیا چه انتظاری هست، وقتی لپم رو بوس کردم یه لحظه شوکه شدم و هیچی رو دیگه نمیفهمیدم، باید برم کار های ترخیصش رو انجام بدم
_: کی میتونم ببرمش
دکتر: اگه حالش خوبه میتونید برید پزیرش کار های ترخیصش رو انجام بدید و ببریدش، اها راستی به جز اون حرفایی که زدم سعی کنید رابطه عمیقی باهاش داشته باشید،
_: یعنیچی؟
دکتر: همون عشقولانه بازیای عاشقا
_: عجی گیری افتادم، خب باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک به سمت اتاقی که ا/ت اونجا بود رفت و دید ا/ت فقط داره جیغ میزنه و پرستارا سعی در آرام کردنش دارند
_: برید بیرون
پرستار: شما کی هستید
_: من شوهرشم
پرستار: بریم
هنگامی که پرستارا رفتم کوک رفت و کنار ا/ت نشست
♡: تو دیگه کی هستی، آهای یکی منو از اینجا ببرههههههه
_: هی اروم باش
♡: دارم میگممم تووو کیییی هستییی(خری مگه گفت که شوهرته 😒)
_: عشقم (خدا شانس بده ) اروم باش من شورهرتم، بهم اعتماد کن تو حافظت رو از دست دادی
♡: واقعا؟
_: اوهوم
♡: چرا حافظمو از دست دادم
_: چون بیهوش شدی
♡: اها، اسمت چیه
_: جونگ کوک
♡: تو....
_: بسه دیگه انقدر سوال نپرس، نه ببخشید هرچی میخوای بگو
♡: من خانوادم کجاست، اصلا خانواده دارم؟
_: اوهوم، یه خواهر داری به اسم نیلو حاظره برات جون بده، یه برادر داری به اسم تهیونگ با خواهرت مثب گربه و موشن، پدر هم مافیاست مادرت هم دکتره
♡: چه خوب، تو چی خانواده داری
_: اوهوم، یه برادر رو مخ دارم به اسم جونگ سانگ، پدرم مافیاست مادرم استاد دانشگاهه
♡: شغل من چیه؟
_: تو بیزینس خوندی و در بیزینس تنها تو تخصص اصلی رو گرفتی و طراح لباس هم هستی
♡: اها
♡: میشه منو از اینجا ببری
_: باشه کار های ترخیصت رو انجام میدم
♡: مرسیییی
که ا/ت لپ کوک رو بوس کرد، و کوک مات مونده بود
_: اهم، من دیگه رفتم
♡: بای
(ویو کوک)
بلاخره تونستم اعتمادش رو جلب کنم، من اصلا ناز کشی بلد نیستم اخه از یه مافیا چه انتظاری هست، وقتی لپم رو بوس کردم یه لحظه شوکه شدم و هیچی رو دیگه نمیفهمیدم، باید برم کار های ترخیصش رو انجام بدم
_: کی میتونم ببرمش
دکتر: اگه حالش خوبه میتونید برید پزیرش کار های ترخیصش رو انجام بدید و ببریدش، اها راستی به جز اون حرفایی که زدم سعی کنید رابطه عمیقی باهاش داشته باشید،
_: یعنیچی؟
دکتر: همون عشقولانه بازیای عاشقا
_: عجی گیری افتادم، خب باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر
- ۲۶۰
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط