پشت آن پنجره رو به افق

پشت آن پنجره رو به افق

پشت دروازه ترديد و خيال

لابلاي تن عرياني بيد

من در انديشه آنم

كه تو را وقت دلتنگي خود دارم و بس
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

#راضی_به_رضای_تو ۸تا حالا اتفاق افتاده برات؟که حادثه ای تلخ ...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

عاشقانه های شبنم

𝑳𝒊𝒌𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍. Part15+هیون🥺ندارم نمیفهمی متوجه نمیشینمیخوامهیون...

به آرامی صدایت را به فراموشی می سپارم

خیلی وقت‌ها چیزی که جلوی رشد ما رو می‌گیره، سختیِ مسیر نیست؛...

> «یه چیزو خوب بفهم؛ من فیک نمی‌نویسم که کسی لایکش کنه، تعری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط