دست ها در جیب

دست ها در جیب
سیگارِ به ته رسیده میانِ لب
یقه بالا می‌دهیم
خیره به آن سویِ خیابان
به دیوار تکیه می‌دهیم
نه که کارآگاه باشیم یا عضوِ مافیا
نه
بدبختیم!
دیدگاه ها (۱)

ادامه فصل سومآن‌ها با تمام توان در راهروهای باریک و پر از تل...

Covenant of Blood and Silk

مربی موتور سوار

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

مرد بی رحم

p25

پارت ۳۱:رزا ساعت‌ها بود که در تاریکی اتاق حبس شده بود. زخم‌ه...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

مادرم نیست

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط