مدتهاست نخندیدهام

مدّت‌هاست نخندیده‌ام
مدّت‌هاست
روی شادی را ندیده‌ام
با آن انگشتان باریک
و موهای طلایی
قدّ و قوارۀ شادی چقدر بود؟!
خانه‌ام اندازه ی او بود آن‌روزها... :")


●๑❤ بہ وقتـ عاشقـ♡ـی ❤ ๑●
دیدگاه ها (۱)

تـــواگر نبودیشـــعر هم نبودو من زنی معمـولی بودم حالا که هس...

من از تو راه برگشتی ندارمبه سمت تو سرازیرم همیشه... :")●๑❤ ...

هوا که سرد می شهآدم باید بره بغل کسی که دوسش داره تا گرم شهو...

آرام دوستت خواهم داشتطوری که حتی خودتاز این عشقبویی نبری ......

پارت ۷مادارا با پا در خانه را باز کرد(نکن بخدا گرونه. گرونهه...

BEYOND THE SPOTLIGHT

اتاق تاریک-پارت-۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط