سحر پانزدهم شد ، دڸِ مڹ رفتـــــ بقیع...

سحر پانزدهم شد ، دڸِ مڹ رفتـــــ بقیع...
گرد و خاڪے شده ام ، چونکہ ندارد حرمے...
دیدگاه ها (۳)

پارت پانزدهم — صدای داخل سایرسدرِ اتاق ۰۷ با صدای بلندی قفل ...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

😂🖤 پارت پانزدهم | «یک هفته سکوت»بعد از جنگ بالش‌ها...عمارت ش...

P : 15

سحر پانزدهم شد ، دڸِ مڹ رفتـــــ بقیع...گرد و خاڪے شده ام ، ...

هرڪہ آمد بی وفایی ڪردو رفتدردمنـدَم از جـدایی ڪرد و رفتپاپَت...

به یاد آن حــــرمی که از او به غارت رفتبگو به هر حــــرمی لح...

گنبدی نیست کبوتر بزند پر آنجازائری نیست ندارد حرمی این آقاآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط