امروز یک خانمی دیدم

امروز یک خانمی دیدم
موها دم اسبی
ابروها هشتی
لب ها صورتی
سرتونو درد نیارم خلاصه خیلی ناز بود.
فقط نفهمیدم چرا مادرش علی صداش کرد!!!!!
دیدگاه ها (۱)

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏سه روز از اون ماجرا می گذشت و تو این س...

spy x love

دختر کوچولو بی تی اس

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

چندپارتی تهیونگ

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط