هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم دراستاده هوا،

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم دراستاده هوا،
هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.
دیدگاه ها (۱)

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۶ با پایان یافتن ت...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p89وقتی از باغ برگشتن، هوای قلعه بوی نون...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

یلورا؛ قصیده‌ای از نور و رویا 🌸✨اون پریِ کوچکیه که با جادویِ...

فرش

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت پنجم :پس اگر العیاذ بالله مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط