انگار غایبی داشت دنیای من
انگار غایبی داشت دنیای من
همیشه پر بودم از سوال
پر بودم از گلایه
بی همراه ، خو گرفته با تنهائیها
انگار عابری دیگر نداشت این راه
انگار پایان نداشت این راه
دور بود ، مقصد ...
چه ساده دل بسته بودم به جاده ها ...
امیدی خشکیده – چون مترسک
مرا می کشاند به این دورها
ولی افسوس ؛
مترسک دنیای من ، خودم را گول می زد ...
همیشه پر بودم از سوال
پر بودم از گلایه
بی همراه ، خو گرفته با تنهائیها
انگار عابری دیگر نداشت این راه
انگار پایان نداشت این راه
دور بود ، مقصد ...
چه ساده دل بسته بودم به جاده ها ...
امیدی خشکیده – چون مترسک
مرا می کشاند به این دورها
ولی افسوس ؛
مترسک دنیای من ، خودم را گول می زد ...
- ۴۲۳
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط