رئیس دوست داشتنی من پارت هشتم

رئیس دوست داشتنی من پارت هشتم
صبح بود من درسرکار مشغول به کار بودم ارام و ته اومدن
ته: سلام جی هه جونم
ارام: سلام جی هه جان من
جی هه: سلام ارام سلام ته🥺🥺
ارام: جی هه چت شده؟
ته: آره چت شده جی هه چرا اینجوری شدی؟
جی هه: چیزی نیست ارام چیزی نیست ته
ارام: اگه نبود قیافت اینجوری نمیشد
ته: خبب بگو نصفه عمرممم کردییی
جی هه: راستش، رئیس کوک رفتاراش خیلی عوض شده خیلی تغییر کرده و یک جورایی رفتاراش سرد شدن
و من هنوزم تو شوک و تعجبم
ته: 😳😳
ارام: 🤬🤬
جی هه: جدی میگم بچه ها حالا نگید من گفتما
ارام: چشم چشم جی هه خیالت تخت نمیگم من غلط بکنم بگم مگه از جونم سیرشدم
ته: نه بابا نمیگم خیالت راحته راحت چیکار دارم اصلا
جی هه: ممنون بچه ها واقعا ممنونم لطف میکنید
رئیس کوک آمد
کوک: اهم اهم سلام بچه ها
ارام: 😳😐
ته: 😔
جی هه: 🥺🥺🥺🥺🥺🥺
کوک: چیشده؟ چتون شده؟
چرا قیافتون اینجوریه؟
ته: هیچی رئیس کوک چیزی نیست
ارام: عام هیچی بابا چیزی نشده
جی هه: چیزه خاصی نیست
کوک: چیزی نیست که قیافتون اینجوریه؟ خب بگید چی شده؟
خلاصه هیچکدوم از ما جواب درست ندادیم
رئیس به دفترش رفت و شروع به کار کرد
ماهم. همینطور غروب شد ما تصمیم گرفتیم سه نفره بریم بیرون کلی جاها رفتیم و کلی خوراکی خوردیم حرف زدیم خندیدیم کلی خوش گذروندیم ساعت یک و نیم بود رسیدم خونه موهامو شونه کردم. لباسمو مرتب کردم آب خوردم یکم تلفن حرف زدم چت کردم کتاب خوندم و خوابیدم
دیدگاه ها (۱۰)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

شاگرد لوس من

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۲: مچ‌گیری در بدترین لحظه‌ی ممکنلب‌هایشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط