اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۸۵
[ویو جونگ کوک]
که گفت
نابی: جونگ کوک برام آب میاری
جونگ کوک: باشه پرنسسم
بلند شدم رفتم آب بیارم ولی متوجه
رفتارش بودم داشت سریع قرص هایی داخل پاکت در می آورد
و سریع پاکت قرص داخل کیفش انداخت
آب برداشتم به سمتش رفتم
ازم گرفت
نابی: ممنون
نگاهی به دستش کردم یک مشت قرص مختلف بود
خواست بخور که
جونگ کوک: این قرص ها برای چیه
نابی: سردرد و ..و بدن درد
سریع قرص خورد و آب خورد
جونگ کوک: نابی این همه قرص برای سردرد و بدن درد
نابی: هوم..‌‌... جونگ کوک من می خوام برم خونه
جونگ کوک: چرا اونوقت
نابی: هیونگ سو تنهاست... حتماً هم خسته هم گرسنه
همه جمله با دستپاچگی گفت
جونگ کوک: باشه پرنسسم
بلند شدیم و سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم
داخل راه نابی همه اش با دستاش بازی می کرد
که دیگه رسیدیم توقف کردم
نابی اومد جلو و گونه ام بوسید
نابی: ممنون عزیزم
جونگ کوک: وظیفه است...
خواست بره که گونه هاش بوسیدم
نابی: خدانگهدار
وقتی پیاده شد سریع رفت داخل خونه و دیگه راه افتادم سمت خونه
تمام ذهنم درگیر نابی بود
[ویو نابی]
رفتم داخل خونه تاریک بود که
یهو صدایی اومد نگاهی کردم
هیونگ سو بود روی کاناپه نشسته بود و نگام کرد
رفتم بغلش نشستم
نابی: هیونگ سو....جونم
لبخندی زد
هیونگ سو: با عشقت بودی ما رو فراموش کردی
نابی: از ور دل عشقم بلند شدم اومدم پیشت.... دیگه چیکار کنم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پارت ۲۴

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

پارت ۴:ویو تهیونگ:صبح ساعت ۱۱ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و ا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

پارت ۳۷

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط