دو چشمان خمارت شهـــــــــــر بازی...👌

دو چشمان خمارت شهـــــــــــر بازی...👌
در آغـــــوشت بگیـــرم بس که نازی...😍
نمی تـرســــــم دگر از حرف مـــردم...😎
تو را بوسیـــــده ام اما مجـــازی...😉 ❤
دیدگاه ها (۳۱)

قسمت ۸(بخش دو)

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۸ آخرین کلاس قبل از ناهار تمام شد.فلیک...

White Lotus | Part 29صبح روز بعد...سئول با یک خبر جدید بیدار...

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط