‏مرد گفت آشفتم، زن نشست جلوش

‏مرد گفت آشفتم، زن نشست جلوش
پشتشو کرد بهش، گل سرشو باز کرد
موهاش ریختن روی شونش، گفت ببافشون برام
مرد آشفتگیشو توی موهای زن بافت، آروم شد
دیدگاه ها (۴)

نمیدونی چه حالیه بفهمی اونکه دنیاته دلش جایی گرفتارهنمیدونی ...

مهم نیست من کجا هستممهم اینه که تو رفتیهمه دنیامو گم کردم نپ...

قسمت های جالب از آلبوم جدید لیتو و خلصه به اسم تراپینوش دارو...

آی یاروم بیا دلداروم بیادل میلتو داره سزاواروم بیادلبرجانمه ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟐ات بالاخره بین هق‌هق‌هاش آرو...

پارت ۱۸۲

ا.ت : اوههه اوههه استیولبخندی زد و بوسید . دستشو از کمرت بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط