"دی" به آزار عادت کرده بود ؛

"دی" به آزار عادت کرده بود ؛
از بچّگی یادم میاد که
با سَرماش بیچاره های توو خیابونارو
اذیّت میکرد ،
یخ میزدن تا صُبح ،
خودم از نزدیک دیدم ..
سال پیش هَمین موقع ها بود که
واسه "ساختمانِ پلاسکو"
خیلی از ماها قلبمون اذیّت شد
بیچاره آتش نشانا ‌‌..
امسال فهمیدیم که اصلا
دی میتونه ماهیّت هارو هَم عوض کنه ..
از قدیم "آبِ رو آتیش" شنیده بودیم
منتها "آتیشِ رو آب" بعید بود اصلا ..
ما فک میکردیم
آب بَلده آتیش خاموش کنه
فک میکردیم زورش برسه
اما کَشتی داشت میسوخت و
دریا ام انگار نه انگار ..
امروز دیگه به قَطعیت گفتن که
دریا آرامگاه شد ،
آرامگاه کسایی که
شاید به غرق شُدن فکر کرده بودن
ولی به سوختن توو دریا ابداََ ..
شُما خودتون
باورتون میشه که
اصلا بشه توو دریاام سوخت ؟!
ایرانِ همیشه آبستن از درد ،
مثل هرسال یه تسلیّت دیگه
به دنیا آورد و
این بار توو دریا وَضع حمل کرد ..



تسلیت به جامعه ی دریانوردان وَ
ملّت همیشه در دردِ ایران .
دیدگاه ها (۳۶)

دستم را بگیر ... همین دست برایت ترانه عاشقانه نوشته، همین...

دست به دامانِ ماه میشومتا شب پای تو را به خوابهایم باز کندمی...

‌از درونِ سوزناک و چشمِ تر ‌نیمه ای در آتشم نیمی در آب ‌‌ ‌...

چهره‌ی پیرمرد روی اعلامیه خیلی برام آشنا بود.آره خودش بود.صا...

پارت نوزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط