when he betrayed you

when he betrayed you
part 12
**
ا/ت: کاغذ ساندویچ رو پرت کردم تو سطل اشغال و به راهم ادامه دادم با حرکت من ماشین تهیونگ هم راه افتاد و اومد کنار من اومد و با حرکت های من اونم میروند
سعی میکردم جلوی لرزش دستام و ضربان قلبم رو بگیرم

کوک: ا/ت یک دقیقه میشینی؟!
ا/ت: نه
کوک: ..تا کی میخوای به این وضعیت ادامه بدی؟
ا/ت: تا وقتی که برات کاغذی که باید امضا کنی رو بفرستم!
کوک: شوخی میکنی نه؟!
ا/ت: من با تو شوخی دارم
کوک: *یهو عصبانی شدم* وقتی من خیانت نکردمم چرا میخوای اینکارو با زندگیمون بکنی
ا/ت: داد زدم و اشکام جاری شد* خیانت نکردیییی؟.. خیلی پستی جئون جونگ کوک..خیلی پستی..اونجا باهات چشم تو چشم شدم ولی تو حتی بهم محل هم ندادی
کوک: داد بیشتر که ترسید* چون من مست بودمم.. تو جلسه ای که بودم مست کردم اونم از این مورد سو استفاده کرد.‌اینو بفهم
ا/ت: چی؟
کوک: *از ماشین پیاده شدم و بغلش کردم* ببخشید..ببخشید من نباید داد میزدم
ا/ت: تو چی گفتی؟!
کوک: مردم داشتن مارو نگاه میکردن* تو ماشین همچی رو‌ توضیح میدم..فقط بیا و بشین و گوش کن
دیدگاه ها (۳)

به زودییییییییی

when he betrayed you part 11ته:شاید با ا/ت رفتن بیرونکوک:..ش...

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط