باد‌به‌آفتاب‌گفت‌من‌ازتو‌قوی‌ترم

باد‌به‌آفتاب‌گفت‌من‌ازتو‌قوی‌ترم
ان‌پیرمرد‌رامیبینی‌شرط‌‌ می‌بندم‌زودترازتو
کتش‌رااز‌تنش‌ دربیاوریم
آفتاب‌درپشت‌ابر‌پنهان‌شد‌وباد‌شروع‌به‌وزیدن‌گرفت
هرچه‌باد‌شدیدتر‌میشد‌پیرمرد‌کت‌را‌محکمتر‌بخود
می‌پیچید‌سرانجام‌باد‌تسلیم‌شد
آفتاب‌ازپشت‌ابر‌بیذون‌آمد
وباملایمت‌برپیرمرد‌تبسم‌کرد
وطولی‌نکشید‌که‌پیرمرد‌از‌گرما‌عرق‌کرد
‌وکتش‌را‌از‌تن‌درآورد.. آفتاب گفت
محبت‌قوی‌تراز‌خشم‌است‌درمسیر‌زندگی
گرمای‌مهربانی‌وتبسم‌از‌طوفان‌خشم‌وجنگ
راه‌گشا‌تراست
بعضی‌وقتا‌یک‌تبر‌واسه‌درخت‌پراز‌منفعت‌است
اضافه‌های‌درخت‌رامیزند‌درخت‌سرسبزتر‌و
پربارتر می‌شود
تاببینیم‌درخت‌دربرابر‌تبر‌چه‌باشد
خشک‌باشد‌یاسرسبز..
دیدگاه ها (۱)

باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم، آن پیرمرد را می بینی؟ شر...

💛حكايت باد و آفتاب🙂باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم، آن پی...

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ ب...

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ ب...

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترمآفتاب گفت: چگونه؟باد ...

روزی باد به افتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ ب...

....روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترمآفتاب گفت: چگونه؟...

روزی باد به آفتاب گفت:من از تو قوی ترم، آفتاب گفت: چگونه...!...

#تلنگرروزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط