از ره دور خبر می آید

از ره دور خبر می آید

کاروانی زسفر می آید

راه این قافله را باز کنید

دختر شاه ظفر می آید

معجری را که به سر پوشیده

به رقیه چقدر می آید

آب و آیینه بیارید همه

مادری با دو پسر می آید

وارث رزم حسن عبدالله

مثل بابا به نظر می آید

قاسم از بس که شهادت طلب است

از لبش شهد شکر می آید

مشک ها را همه پر آب کنید

کودکی با لب تر می آید

قمر قافله ی هاشمیان

از پس ابر به در می آید

چقدر کرب وبلا دل گیر است

از غمش حوصله سر می آید

وای از حال یتیمی،وقتی

از لبش خون جگر می آید

حرمله در پی صیدش دارد

با سه تا تیر سه پر می آید
ْ
دیدگاه ها (۳)

KIM V

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

My lovely neighbor part : 53

از ره دور خبر می آیدکاروانی زسفر می آیدراه این قافله را باز ...

از ره دور خبر می آیدکاروانی ز سفر می آیدراه این قافله را باز...

هرکجا مصرعی از مشک و علم می آید/ مصرع بعدی آن قافیه کم می آی...

آجرک الله یابقیةالله#ورود_کاروان_به_شامشهر آبستن یک فاجعه ی ...

نگاه کودکی ات دیده بود قافله راتمام دلهره ها را، تمام فاصله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط