من عاقبت از اینجا خواهم رفت

من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید
دیری است
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهیان و تنهایی خودم
پر کرده ام ولی
مهلت نمی دهند که مثل کبو تری
در شرم صبح پر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم
اما
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید.
دیدگاه ها (۱)

مــــرد بـاس وقـتـی مـیـره خونــــه .. سـر ِ زنـش ی عـربــده...

نگذار دیگران نام تو را بدانند همین زلال چشمهایت برای پچ پچ ه...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط