در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود

در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود
و ابرهایی که ناغافل،

تو
بهار را به پنجره‌ام هدیه کردی

و ماه مهربان را
به دست‌هایم.

حالا کجا مانده‌ای
دوباره بیایی کنار پنجره‌ام

بگویی: سلام،
بهار آورده‌ام، نمی‌خواهی؟!

 رضا_کاظمی
‌
دیدگاه ها (۷)

پدرم نیست ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط