مردی در کنار چاه زنی زیبا دید ، از او پرسید : زیرکی زنان

مردی در کنار چاه زنی زیبا دید ، از او پرسید : زیرکی زنان به چیست؟
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند ،
مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید : چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم ،دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی ، خواستم از شما سوالی بپرسم .
در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت ،مرد باتعجب پرسید : چرا چنین کردی؟ زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد ، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند. دراین هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان
اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند .

شیطان که با فرزندش نظاره گر ماجرا بود در حالیکه سیگارش را میتکاند به فرزندش گفت: خاک توسرت، یاد بگیر ... !!!
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : به راستى در سرگذشت آنا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :در این فرهنگ استثماری...

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا بشدت تحت تاثی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط