کــاش زلیخـا بودم

کــاش زلیخـا بودم

مے دانستــم

بعد از آنهمہ

عاشقـانہ هاے سوزناڪ

بہ یوسفــم می رسم

حالا با اینهمہ فاصلہ و تبصره

مے دانـم محاڸ است
دیدگاه ها (۱)

چه کوتاه دوستت دارم را گفتیبه اندازه تنها دو واژه : یک دم و ...

یک غزل نذر تو کردم سرِ صبحتا که آرام شوم در برِ صبح دوش بی ر...

طوری بخند که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،چنان عشق بورز ...که ح...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

کوک شوهر کینه ایPart67

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط