چشمهایم را بسته ام..دستهایم را به تو سپرده ام.

چشمهایم را بسته ام..دستهایم را به تو سپرده ام.
من به فردا امیدوارم..
چون تورو دارم..فردا روشن است چون من و تو با هم هستیم.. وگرنه من و تو بی دلیل قسمت هم نمیشدیم..خدا خودش خوب میدانست که من و تورا قسمت هم کرد
زندگیم فدای چشمهای بیقرارت..فدای قلب نگران ات.من دستهایت را محکم نگه داشته ام.. عمرم..
دیدگاه ها (۲)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۵: احضار غیرمنتظرهچند خدمتکار آمدند و دسر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط