گفتی ،مگر من کیستم ،گفتم ،تو دنیای منی...
گفتی ،مگر من کیستم ،گفتم ،تو دنیای منی...
گفتی، به جز این چیستم، گفتم تو، رویای منی...
گفتی، به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام...
گفتم، نمیدانی مگر، امید فردای منی...
گفتی، دل من زخمی این روزهای شب زده است...
گفتم، تو اما مرهم این قلب تنهای منی...
گفتی، هنوز در غزل، آبی دریای منی...
گفتی، هنوزم شاعری، بارانی ولبریز و سبز...
گفتم، دوچار و شاعرم،زیرا تو عشق منی...
گفتی، چه فرقی میکند، باشم کنارت یا که نه...
گفتم، نمیدانی،مگر امروز و فردای منی...
گفتی، به جز این چیستم، گفتم تو، رویای منی...
گفتی، به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام...
گفتم، نمیدانی مگر، امید فردای منی...
گفتی، دل من زخمی این روزهای شب زده است...
گفتم، تو اما مرهم این قلب تنهای منی...
گفتی، هنوز در غزل، آبی دریای منی...
گفتی، هنوزم شاعری، بارانی ولبریز و سبز...
گفتم، دوچار و شاعرم،زیرا تو عشق منی...
گفتی، چه فرقی میکند، باشم کنارت یا که نه...
گفتم، نمیدانی،مگر امروز و فردای منی...
- ۱.۴k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط