عشق بازی کار فرهاد است و بس / دل به شیرین داد و دیگر هیچک

عشق بازی کار فرهاد است و بس / دل به شیرین داد و دیگر هیچکس / مهر امروزی فریبی بیش نیست / مانده ام حیران که اصل عشق چیست
دیدگاه ها (۳)

به سایه ام نگاه کردم ... دست به کمر ایستاده بود ؟ طاقت نیاو...

والا

بی عشق تو تنهایم و با عشق تو رسوا با مهر تو بر پایم و بی فکر...

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مباردلتنگی من بس است دل تنگ مدارتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط