شاید اگر بودی

شاید اگر بودی
حالا شنیدن ترانه ها طعم دیگری داشت
شاید دوباره دستم را میگرفتی تا با هم برقصیم
اما حالا ترانه ها فقط اشکهایم را میرقصاند و بس
میبینی ، میبینی چطور آن نوار کاست که با کلی مکافات تهیه کرده بودیم
حالا چطور ضربان قلبم را نامنظم میکند
میبینی چه قدر این ترانه ها راحت پیدا میشوند
اگر می ماندی با تمام ترانه ها خاطره میساختیم
اگر می ماندی با تمام ترانه ها میرقصیدیم
میبینی چطور هر نتش هر کلمه اش وجودم را آتش میزند
میبینی چطور آن ترانه دوباره هم جوانم کرد هم پیر
تو که گفته بودی این ترانه ترانه ماست
یادت نیست خودت گفته بودی این ترانه را از بر کن
گفتی هر سال همین تاریخ با این ترانه میرقصیم
حالا ترانه هست خیلی هم ساده پیدا میشود
دیگر نه لازم است دنبال ضبط دو کاسته باشی تا از روی نوار کپی کنی
نه دیگر هیچ ضبطی نوار کاست را جمع میکند
دیگر نیازی نبود با خودکار عقب و جلو ببریم تا ترانه ما از سر بخواند
اگر مانده بودی ترانه ما هنوز هم ترانه بود
هنوز هم میخواند
میبینی چطور ترانه ما را بی صدا کردی
تو که مرد ماندن نبودی چرا برایم ترانه ساختی
چرا گفتی از بر کنم میبینی حالا من ماندم و ترانه ها
اشک هایم خیلی خوب میرقصند
تو با کدام ترانه میرقصی...............


#شیرین_
دیدگاه ها (۱۳)

‍ ‍رژ قرمز می زد لباس کوتاه می پوشیدموهایش را می بافت تا دم...

مثلِ دیدنِ یه دوستِ عزیزِ قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ا...

من چه کار کنم تو مرا دوست داشته باشی ؟ تو چه کار کردی که من ...

یه بار که حالم خیلی بد بود و از خشم اشکم بند نمی اومد، بهش گ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

نامه بی نشان

پارت ۹اوبیتو بعد از آغوش گرمی که 'استاد' به او هدیه داد، احس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط