نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
این دلم دست تو بوده به کجایش بردی؟

آخر این رسم وفا داری و ایام نبود
باور زندگیم را به کجایش بردی؟

پشت در پشت تو بودم سر هر پیچ و خطر
گرمی سینه من را به کجایش بردی؟

مرگ هر لحظه همین جاست،پشت این پنجرها
زندگی دست تو بوده به کجایش بردی؟

چقدر سخت شده شعر نوشتن بی تو
واژه ها دست تو بوده به کجایش بردی؟

بعد از اینم من و دلتنگی و بی حوصلگی
نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

عاشقانه های شبنم

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

برده عمارت جئون

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

#کپشن

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط