در خواستگاری منو شیدو چه میگذرد::::

در خواستگاری منو شیدو چه میگذرد::::
روزی روزی گاوی (گاری ❌️گاوی✅️) دلارام(بنده)
مث اوسکولا داشت عشق عقبی میدید ( بله عشق عقبی) که تلفن زنگ خورد ننم گوشی را برداشت ... ننم:هاااا سلام سلام خوب هستید جان کاری داشتید
ننه شیدو:می‌خواستیم واسه اقر خیر نه چیز گوه خیر نههه ببخشید واسه امر خیر مزاحم میشیم
ننم: حتما ما که آرزومونه این دختره ترشیده بره خونه ی بخت ساعت چند حالا می‌میاید
ننه شیدو: ساعت ۸ میام واسه گار خیر نه ببخشید امر خیر
ننم:حتما قدمتون سرررر چشممم
دلارام:ماماننننننننننن ماماننننننننن
ننم:یاماننننننننن
دلارام:کی بودددد
ننم:مادر خوب شیدو بود گفتن واسه امر خیر امروز ساعت ۸ میان...*دلارام غش کرد*
پدر: آخه خبر خوبو اینجوری نمیگن که سکته کنه....
ننم : چیزیش نشد..
*ساعت ۸* درخانه ی شیدو
شیدو:ماماننننننن ماماننننن
ننه شیدو: هااااااا درد مامان کوفت
شیدو:مامان این کرواتخ چجوریه
ننه شیدو:اولن کروات دومم اینجوری *شیدو سیلی خورد* (شیدو مظلوم تر از کودکان غزه)
بعد نیم ساعت اومدن
درخانه ی مااااا ( یاد گاو افتادم چرا)
دلارام : مامان چجوری چایی میریزن ......
ننم: اینجوری نگا.......( دلارام یک جایه دیگه رو نگا میکنه) ننم:گاو مصنوعی نگا کن یاد بگیری
دلارام:چشممممم
شیدو اینا رسیدن
*وسط خواستگاری*
دلارام میوه هارو آورد و شیدو چون میمون بود همه موز هارو خورد.
پدر:میگم میشه زودتر برین حرفاتون رو بزنین
ننه شیدو: عجله ای نیست که هست دلارام جان
دلارام:نه من عجله ای ندارم
پدر: آخه پسر گشنتون همه موز هارو خورد کم مونده مارم بخوره
*بعد ۱۵ دقیقه*
ننم:خب حالا وقتشه این دو کفتر برن تو اتاق و حرف بزن ..
شیدو:بریم تو اتاق
پدر:موز هارو کجا میبری مرتیکه میمون
شیدو : بخورم دیگه
پدر:ببر ببر خاک تو سر گشنت
بعد ۱ ساعت هنوز از اتاق درنیامدن
پدر:برم ببینم اینا دارن چی کار میکنن
پدر وارد اتاق می‌شود
پدر:خاک توسرتون نشستین دارین کالاف(کالاف یا پابجی یا فری فایر هرچی حالا)
بازی میکنین
شیدو:ما که همو دوست داریم گفتیم حوصلمون سر نره بازی کنیم
از اتاق دراومدن بیرون
شیدو:مامان من اینو میخوام
ننه شیدو:باشه
بعد نشستن و دلارام چایی آورد
وقتی با ناز و عشوه ای که عشق عقبی یاد گرفته بود و اومد و چایی را به شیدو تارف کرد رید
دلارام:بفرمایید
دست دلارام تکون خورد و چایی ریخت رو دم و دستگاه شیدو
شیدو:عههههههههه عهههههههه سوختمممممم واییییییییییی
و ما شیدویی رو داریم که از شدت سوختن دارد بندری می‌رقصد.
و اون شب را گذروندن
قصع ی گاو به سر رسید کره خره به خونش نرسید
پارت بعد رو که عقده میخوای حمایت کن
دیدگاه ها (۴)

ایشون آجیمه فالوش کنینننآیدیش:@roza66

سلاممممممم من فداتون بشمممممم.میخوام از این به بعد براتون سن...

اعتماد به نفس دارین؟خودم:::اصلا🫠🫠

آهنگ🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐

.

خبر اوردم💔🤓شاید باور نکنین ولی خودمم کپ کرده بودم دیروز رفتم...

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط