اهل یک شهرم من...

اهل یک شهرم من...
شهری از جنس سکوت
خانه هامان از گِل
دلمان از شیشه...
دستهامان پر زخم
تاکمان بی ریشه...
اهل شهر خاکم...
بادگیر است هنوز
لقب شهرِ کویریِ دلم...
هیچکس با من نیست...
نه شقایق دارم...نه گل لاله نه یاس...
خالی ام...خالی تر از تنگ بلور...
جز کمی خاک ندارم چیزی...
دیدگاه ها (۱)

بارون پاییزی... نم نم... صورتتو نوازش میکنه.... و بوی خاک با...

دیگر صمیمیت قدیم بینشان وجود ندارد... کاغذ و قلم و واژه ها ر...

دوستش دارم ... بزرگيش را ... سکوتش را ... عظمتش را ... ابهتش...

مهــــربان , راست گـــو , یک رنــــگ , صـــادق , پـــــاک , ...

کابوی احمق:۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط