یه روز ۲ نفر داشتن توی دانشگاه با هم صحبت میکردن اولی به

یه روز ۲ نفر داشتن توی دانشگاه با هم صحبت میکردن اولی به دومی گفت تو پدرت چیکارست گفت پدر من مهندسه و کارش ساخت و سازه تو پدرت چیکارست ؟!
اولی ساکت شد و با غرور و کمی غم گفت پدر من شهید شده
دومی لبخندی زد و گفت پس تو با سهمیه اومدی دانشگاه ؟!!
اولی دلش شکست و بدنش سرد شد و با بغضی عجیب گفت:
سهمیه ماله خودتون فقط بابام رو بهم پس بدین . . .
دیدگاه ها (۴۲)

نديدم شهي در دلارايي توبه قربان اخلاق مولايي توتو خورشيدي و ...

این جمعه ها بی تو تماشایی نداردتا تو نیایـی صبــــح زیبـــــ...

کسانی هستند که ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ؛مثل ساعتهایی ...

هر که را بینی به فال بخت خود ناراضی است.کودک و پیر و جوان را...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت چهار. ویو لیاـ صب...

پارت هفتمشینیچیرو سر سفره شما نشسته بود و سرشو آورد بالا و ب...

My lovely neighbor part : 62

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط