سال هزار و سیصد و... هر سال، سال توست

سال هزار و سیصد و... هر سال، سال توست
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست 

می پرسی این غزل برای کدامین فرشته است؟
می خندم! آی! خوب من! این شرح حال توست

غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان؟
این خلسه های نیمه من، از مجال توست!

بیت و نفس، شبیه به هم تند می شوند
آهنگ قلب و نبض من این حس و حال توست

وصل همیم در تن یک شعر بال دار
پای دویدن از من و پرواز... بال توست

وقتی اتاق من پر پروانه می شود
فصل بهار آمده... یا این خیال توست؟!

گاهی برای از تو سرودن غزل کم است
بس که قصیده پشت سرت... زیر شال توست!

سلطان عشق، روی لبانت جلوس کرد
امشب شروع سلطنت خط و خال توست

"ما را سری است با تو..." که معناش این شده است
یعنی بخواه! زندگی ام نیز مال توست!

رگ هام را زدم فوران کرد تا افق
خون چکیده بر تن این شب حلال توست


موخامت...بد موخامت...بددددد
دیدگاه ها (۲)

چه بارون زیباییکاش حالا کنارم بودیعمرم..نفسم..

زیبایی من سلامصبح ات بخیر..عید رو بهت تبریک میگم زندگیمتمام ...

دقیقا من بچگی هام خسته میشدم نفسی..

توی بیداری..توی خواب..سر نمازمهمه جا تو یا منی...من محاله تن...

نادیا انجمن|صدای خاموش‌نشدهٔ زنان افغانستان🔶 نادیا انجمن که ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط