دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام
دیدگاه ها (۱۱۱)

بی خیال نداشته هایت، بی خیال غصه هایت...بی خیال هر چی که تو ...

برای خودت زندگی کن .... کسی که دوست داشته باشه باها...

سری به دلت بزن، به زخمهاش، اندوهاش، خوشحالیها و آرزوهاش.یادت...

دوستی، فصل قشنگیست پر از لاله سرخدوستی، جمع شعور من و توستدو...

این خبر را برسانید به ایرانی ها شانه آماده کنید، داغ پدر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط