ای وای به حال دلم از بس که تو را خواست

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواست
نارنج به تنگ آمده در دست زلیخاست …

من دل به پریشانی گیسوی تو بستم
ای عشق!کماکان دل من در پی دریاست

از شالِ نظر تنگ تو یک پرده مرا بس
یک تار که از بافه ی گیسوی تو پیداست

خوب است لبم باز شود لحظه ی افطار
با بوسه از آن لب که به شیرینی خرماست

با اینکه به صورت زده ای پوشیه ات را
خلخالِ تو بی پرده در اندیشه ی اجراست ...

در کعبه و میخانه به دنبال تو گشتم
جایی که تو اتراق کنی قبله همان جاست

#لاادری
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواست نارنج به تنگ آمده در دست زلیخاست …

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

ای وای به حال دلم از بس که تو را خواستنارنج به تنگ آمده در د...

چشمهای تو چه زیباست، خدا رحم کندماه هم محو تماشاست، خدا رحم ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط