مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر است

مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر است
کفر ما در سایه ی ایمان بماند بهتر است

عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز
یوسفت در گوشه زندان بماند بهتر است

در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولی
ماجرا بین لب و دندان بماند بهتر است

بعد از این از عشق ما در کافه های انزوا
نقش مرموزی ته فنجان بماند بهتر است

بی سلامی آمدی پس بی خداحافظ برو
عشق بی آغاز بی پایان بماند بهتر است
دیدگاه ها (۲)

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین دل! مرحبا دل!زدستش ی...

با روزهای خوبِ من از در نیامدیگل های پشت پنجره پرپر... نیامد...

مثل همیشه دیدنت را دوست دارم با اشتها بوسیدنت را دوست دارماز...

مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر استکفر ما در سایه ی ایمان ب...

مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر استکفر ما در سایه ی ایمان ب...

عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیزیوسفت در گوشه زندان بماند ب...

دست ها چاک شد از عشق و ندانست کسیآنچه یوسف به دلِ زار زلیخا ...

در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولیماجرا بین لب و دندان بمان...

جمع آوری کاه و کشتزار حوالی..( روستای دهنوی سردار) شهرستان ز...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخـودم و جـدّم و جــدّ پـ...

بند رختی وسط طوفانمدستم از پیرهنت کوتاه است ابرها پشت سرم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط