دست ها چاک شد از عشق و ندانست کسی

دست ها چاک شد از عشق و ندانست کسی
آنچه یوسف به دلِ زار زلیخا می کرد ..

💫عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز ،
یوسفت در گوشه‌ی زندان بماند بهتر است 💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

💙عصرهای کودکی توی خونه مادربزرگ خلاصه می‌شدتو استکان‌های کمر...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

عاشقانه ها

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

همه فکر میکنند عشق از یک نگاه شروع میشود؛ اما حقیقت این است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط