پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند.
پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند.
ناظم با چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی!
علی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ، آب دهانش را قورت داد
خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت.
برگه علی ، دست به دست بین معلم ها می گشت.
اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود.
امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید!
جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما !
سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟
جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه، که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند.
سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم، بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست.
معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه علی پاک کرد و ادامه داد:
سئوال : نامساوی را تعریف کنید.
جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران...اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد.
سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟
جواب : همان خاصیت پول داری است آقا، که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی، و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی.
سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد
برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک علی بود...
معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت.
علی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ،
برگشت با صدای لرزانش فریاد زد:
آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟
بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید
و پشت در گم شد
....
ناظم با چهره برافروخته فریاد کشید :
بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی!
علی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ، آب دهانش را قورت داد
خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت.
برگه علی ، دست به دست بین معلم ها می گشت.
اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود.
امتحان ریاضی ثلث اول :
سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید!
جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما !
سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟
جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه، که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند.
سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم، بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست.
معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه علی پاک کرد و ادامه داد:
سئوال : نامساوی را تعریف کنید.
جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران...اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد.
سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟
جواب : همان خاصیت پول داری است آقا، که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی، و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی.
سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد
برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک علی بود...
معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت.
علی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ،
برگشت با صدای لرزانش فریاد زد:
آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟
بعد عقب عقب رفت ، در حیاط را بوسید
و پشت در گم شد
....
- ۱.۸k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط