ما می ریزیم، او جمع میکند، ما می ریزیم، او جمع میکند، ما

ما می ریزیم، او جمع میکند، ما می ریزیم، او جمع میکند، ما می ریزیم، او جمع میکند، ما می ریزیم،... خسته شدید..؟!
روزها و شبها برای او همینگونه میگذرد...ما می ریزیم او جمع....!!!




پی نوشت:
درسته حقوق میگیرن برای همین کار اما کارشون به اندازه کافی سخت و سنگین هست دیگه سنگین ترش نکنیم...
دیدگاه ها (۳)

من ازتو چیزی نمی خواهم،فقط گاهی، نگاهی، اشتباهی!!!

تو هم شده ای انقلاب زندگی من،حالا هر آنچه در زندگی من است تا...

صحبت از پژمردن یک برگ نیست . فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ...

ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﯽﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺑﺎﺷﯽﺑﺎ ﻗﻬ...

این روزها می‌گذره… ❤️می‌دونم این روزها گرونی و فشار اقتصادی ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

free from the court (p14)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁷(جونگکوک...

پروانه جان

رمان :قرارداد سرنوشت

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط