ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟
با روزگار دوری و دیری چه می‌کنی؟

بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه می‌کنی؟

با این اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من؛ جز این که بمیری چه می‌کنی؟

ای عشق! ای قدیم‌ترین زخم روزگار!
در گوشه‌ی دلم سر پیری چه می‌کنی؟

دست تو را دوباره بگیرم چه می‌شود؟
دست مرا دوباره بگیری چه می‌کنی؟
دیدگاه ها (۰)

اگه این بیاد تو خوابگاه دانشجویان ایران خیلی استفاده‌ها میشه...

این کاری که سیستم آموزشی هر سال با طرح یکسان بودن لباس فرم و...

به"دشمنانت" ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ‌ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ‌ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ"...

‏دریاچه‌ ارومیه تعمدی خشکانده شده است؟! خبرگزاری ایرنا در گز...

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط