قهوه می‌ریزم برایت

قهوه می‌ریزم برایت
نیستی آن سوی میز
هی شکر می‌ریزم
و تلخ است جای خالی‌ات





معصومه_صابر
دیدگاه ها (۱۸)

بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵.

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

جای خالی‌ات، در میانِ دل‌های ما پُر می‌شود؛ای که در نگاهِ ما...

ما نه یک حادثه، که یک "خالیِ بزرگ" در قلبِ یک خانواده را می‌...

موسیقی

𓏲𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🍃N࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆#قدم‌زناندر خیابان‌...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

می‌خواستم ببینی شجاعت واقعی چیست. اینکه مردی تفنگ در دست بگی...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط