دلم گرفته است

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است
دلنوشته
دیدگاه ها (۴)

تعــﻬـﺪ ﺩﺍﺷﺘــﻦ، ﻗــﺸﻨﮕــﻪ !!ﺣﺘـــﯽ ﺗﻌﻠــﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ !ﺍﯾﻨﮑـﻪ ﺑﺪﻭ...

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشود . . .که دنیا با تمام وس...

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستمبا دلم درگیرم... آری! با تو ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پارت ⁷چند روز بعد از اون شب، یونگی و سویون رفتن یه سفر کوتاه...

پارت⁹چند روز بعد از برگشتن از سفر. عصر جمعه. بارون ملایمی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط