زدســـت دیده و دل هر دو فریاد

زدســـت دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنــم بر دیــده تا دل گــــردد آزاد

بابا طاهر➡
دیدگاه ها (۴)

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

گفت مامان با توجه به خوابی که دیدم این آخرین ناهاری هست که ب...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

رقیه بنت الحسین

دختری که ملکه ی جهنم شد

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط