#پدر...

#پدر...

همون کسیست که لرزش دستش

دیگه چیزی ازچای توی استکان باقی نگذاشته

ولی بهت میگه به من تکیه کن

وتو انگارکوه را پشتت داری

و من چیزی ندارم برای نثار کردنت جز بوسه بر دستانت

#کورد
#کوردستان
#somakurd
دیدگاه ها (۲۳)

دید پنهان انفجار اشکار

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۳برگشتیم وسط سالن. تو فقط می‌تونستی لرزش...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

part : 51chapter : 2.......... 2 روز بعد ..........در طول ای...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط