آمدن حادثه است

آمدن حادثه است

رفتن نیز هم

میان این دو گاهی٬

تردید و انتظار

آمدن و رفتن را

پیشاروی راهمان

باید می کند ...
دیدگاه ها (۱)

نمی بینمتهرچندتوراجست وجو می کنمبیشترگم می شوی!میان ردپاهایم...

کاش می شد غزلی گفت که موهای تو در آن باشد،باد شاعر می شد،شعر...

آواز قوامواج رابه گریه می انداخت،قوهاچه سربه زیرمی میرند... ...

تو جاده ای و سفر پیش پا ترین کلمه است همیشه وقت سفر گریه آخر...

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با...

هیچ جا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط