وقتی بارداری و مادرش هولت میده/مینهو

وقتی بارداری و مادرش هولت میده/مینهو
P2
+تو دلت برای مامانت تنگ شده..اشکال نداره یه شبه دیگه..
_ولی اگه تو اذیت میشی اصلا مهم نیست.
با سماجت جوابشو دادی..
+خیلی هم مهمه!به خاطر من بود که رابطتون اینجوری شده نمیذارم بدتر از این شه..
مینهو با کلافگی دستشو داخل موهاش برد و اخمی کرد..
_ا/ت حوصله ی جر و بحث با هیچکدومتونو ندارم دیگه خودت میدونی..
چند دقیقه چیزی نگفتی..به آرومی از روی تخت بلند شدی تا خودتو برای دوش طولانی ای آماده کنی‌‌‌‌..
+ساعت چند باید بریم!؟
_حدودا ۴،۵ ساعت دیگه..از ناهار میریم تا شب‌‌‌‌..
_میخوای بری حموم؟کمک نمیخوای؟!
نگاهی به شکمت که نسبت به قبل برآمده تر شده بود انداختی..لبخندی زدی و سرت رو کج کردی..
+لباسام!؟
..........
..
با شنیدن صدایی از سمت مینهو چشمات رو باز کردی..
+رسیدیم!؟
_آره..تازگیا خوابالو شدیا!
+بیا تو هم حامله شو مسترلی ببینم چطوری میشی.
مینهو خنده ای کرد و کمربندش رو باز کرد..با اخم به عمارت بزرگی که سه تا ماشین دیگه توی حیاطش جا گرفته بود نگاه کردی..
مینهو یواش از ماشین پیاده ت کرد و با دست کمرت رو نگه داشت تا حین راه رفتن نیفتی یا پات پیچ نخوره..
بلافاصله وقتی پاتون به پادری عمارت رسید در محکم باز شد و پسر قد بلندی با لبخند دندون نمایی به سمتتون دوید..
*مینهو!ا/ت!
اول مینهو رو با فشار بغل کرد و موهاش رو بهم ریخت..بعد هم با احتیاط تو رو بغل کرد..
*دلم براتون تنگ شده بود..
_سونگمین..بی کار و علاف..بدون زن..چه کارا میکنی مرد!؟
سونگمین همون طور که به داخل عمارت هدایتتون میکرد با صدای بلند خندید و دستشو دور گردن برادر بزرگترش انداخت..
*حالا ما هم اون پشت پرده یه کارایی میکنیم..نگران نباش.
+اوووه پس دوست دختر داری..
*حالا..گذر میکنیم..
×مینهو...پسرم!
دیدگاه ها (۰)

همسر غیره منتظره

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:4 بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رس...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 8صبح...نور خورشید از لای پرده‌ها داخل اتاق اف...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۴

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

رمان عشق ممنوع

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۴_____________________✨🌝✨__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط